نفت ما”،یک کارشناس انرژی گفت: سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری ایران در پالایشگاهها، نفتکشها و صنایع پایین دستی ونزوئلا، دولتی که از درون فرسوده بود، ریسکی فاجعه بار بود که با سقوط مادورو، نه تنها این سرمایه ها به خطر افتاد، بلکه دسترسی ایران به یک شریک کلیدی در بازار نفت آمریکای لاتین و ذخایر طلای آن نیز قطع شد.
مهدی عرب صادق، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی در گفت و گو با «نفت ما» مطرح کرد: سقوط دولتهای بشار اسد و نیکلاس مادورو، تنها یک عقب نشینی دیپلماتیک نبود؛ در واقع این تحولات، شکست سنگین یک دکترین انرژی و سرمایه گذاری خارجی است که در آن، اهداف سیاسی جایگزین محاسبات اقتصادی و ارزیابی واقعبینانه ریسک شد. هسته مرکزی این استراتژی، استفاده از صادرات نفت، فناوری انرژی و سرمایه نفتی به عنوان اهرمی برای خرید متحد و ایجاد عمق راهبردی در مناطق کلیدی بود؛ نقشهای که اکنون با بدهیهای میلیاردی و داراییهای بلوکه شده روبهروست.
به گفته وی، آنچه در سوریه و ونزوئلا دنبال میشد، ایجاد یک کریدور انرژی مقاومت بود؛ زنجیرهای از متحدان که هم مسیرهای جدیدی برای دور زدن تحریمها ایجاد کنند و هم بازارهای امنی برای صنایع وابسته به نفت ایران باشند.
کارشناس انرژی افزود: بر همین اساس، سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری ایران در پالایشگاهها، نفتکشها و صنایع پایین دستی ونزوئلا، یک هدف واضح یعنی نجات صنعت نفت در حال مرگ ونزوئلا به عنوان تنها متحد بزرگ ایران در نیمکره غربی، داشت. این کمکها، در ازای حمایت سیاسی کاراکاس از مواضع تهران در اوپک و مجامع بین المللی بود؛ اما سرمایه گذاری در دولتی که از درون فرسوده بود، ریسکی فاجعه بار محسوب میشد که با سقوط مادورو، نه تنها این سرمایه ها به خطر افتاد، بلکه دسترسی ایران به یک شریک کلیدی در بازار نفت آمریکای لاتین و ذخایر طلای آن نیز قطع شد.
عرب صادق اظهار داشت: در سوریه نیز رؤیای هاب انرژی مدیترانه را میجستیم؛ اما حضور ایران در سوریه فراتر از حمایت نظامی بود. تهران قصد داشت با الگوبرداری از طرح مارشال، سوریه پساجنگ را به هاب خطوط لوله انتقال انرژی و مرکز بازسازی تحت نفوذ خود تبدیل کند که سقوط اسد، این رؤیای ژئوپلیتیک را یک شبه نابود کرد و دهها میلیارد دلار هزینه نظامی و اقتصادی را به بدهیهای غیرقابل وصول تبدیل نمود.
وی ادامه داد: ریشههای این شکست را باید در سه خطای محاسباتی جستوجو کرد که نخست، وابستگی دیپلماسی انرژی ایران به «دولت–شخص» به جای «دولت–مؤسسه» است؛ به طوری که تمام محاسبات بر بقای چهرههایی چون مادورو و اسد بنا شد و هیچ سناریویی برای تغییر قدرت یا تعامل با جناحهای رقیب در نظر گرفته نشد. از طرفی، اجرای پروژههای پرهزینه و کمبازده صرفاً برای نمایش وفاداری سیاسی، آن هم با قراردادهای غیرشفاف و بدون ضمانتهای حقوقی و بیمهای، سودآوری را به حاشیه راند. ناگفته نماند پس از سقوط دولتها، واکنشها به محکومیتهای لفظی محدود ماند و داراییها، نفتکشها و قراردادهای نفتی ایران بدون هیچ طرح بیمهای از پیش تعریفشده، در معرض مصادره و فسخ قرار گرفتند.
کارشناس انرژی معتقد است، شکست در سوریه و ونزوئلا نشان میدهد استفاده از سرمایه نفتی به عنوان چک سفید امضاشده برای پروژههای ژئوپلیتیک، راهبردی شکست خورده و پرهزینه است.
عرب صادق خاطرنشان کرد: بنابراین باید دکترین انرژی ایران از محوریت ایدئولوژیک صرف، به سمت اقتصادمحوری هوشمند تغییر کند، شرکای تجاری بر اساس ثبات سیاسی، سلامت اقتصادی و حاکمیت قانون انتخاب شوند و هر قرارداد انرژی کلان، مکانیسمهای حفاظتی حقوقی بینالمللی و بیمه سرمایهگذاری خارجی را شامل شود. تداوم مسیر قبلی، به معنای هدر دادن باقیمانده منابع ملی در پروژههای پرمخاطرهای است که سرنوشت آنها به سرنوشت دولتمردانی شکننده در دیگر نقاط جهان گره خورده است. دیپلماسی انرژی ایران نیاز به یک جراحی بزرگ و تغییر پارادایم دارد؛ قبل از آنکه فرصتهای تاریخی دیگر نیز برای همیشه از دست بروند.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0