ميز نفت – تکثیر فساد با آقای «ف»

به گزارش میز نفت ، آقای «ف» روزگاری یک کارگزار معمولی در پتروشیمی جم بود. امروز درباره حجم ثروت، داراییهای خارجی، بیش از ۲۰ سفر طی هشت ماه و روابط مالی او پرسشهایی مطرح است اما یک سؤال روشن وجود دارد: فاصله میان درآمد قانونی یک مدیر با ثروتی که در دست اوست، چگونه کسب
اگر پاسخ قانونی و مستندی وجود دارد، باید ارائه شود و اگر تخلفی رخ داده، باید رسیدگی شود. باقی ماندن این ابهامات فقط به اعتبار یک فرد لطمه نمیزند؛ هزاران مدیر و کارشناس در صنعت نفت و پتروشیمی رفتار سیستم با چنین پروندههایی را میبینند و از آن درباره قواعد واقعی حاکم بر صنعت نتیجه میگیرند.
مدیر سالم دارد نگاه میکند
در همین صنعت مدیرانی حضور دارند که سالها مسئولیت مجموعههای بزرگ و قراردادهای سنگین را بر عهده داشتهاند. واسطه دیدهاند، پیشنهاد شنیدهاند و پای قراردادهایی نشستهاند که یک امضای آنها میتوانست میلیونها دلار منفعت برای دیگران ایجاد کند. با این حال زندگی مالی آنها از مسیر درآمد قانونی گذشته است.
حالا همین مدیر به اطراف خود نگاه میکند و فردی را میبیند که درباره منشأ ثروت و روابط مالی او شائبه های جدی وجود دارد. اگر این پرسشها بدون پاسخ بماند، مقایسهای ناخواسته شکل میگیرد؛ مقایسه میان نتیجه سالها پاکدستی خودش و سرنوشت کسی که درباره مسیر ثروتمندشدنش ابهام وجود دارد.
اینجاست که ممکن است بپرسد چرا باید برای جلوگیری از یک قرارداد مسئلهدار هزینه بدهم؟ چرا مقابل واسطه بایستم و چرا موقعیت خودم را برای دفاع از منافع شرکت به خطر بیندازم؟وقتی مدیر سالم بپرسد «چرا من؟»، فساد نیمی از راه را رفته است.
فساد از حساب بانکی بیرون میآید
تخلف مالی، اگر رخ داده باشد، قابل اندازهگیری است. حسابها را میتوان بررسی کرد، قراردادها را روی میز گذاشت، تراکنشها را ردیابی کرد و در صورت اثبات جرم برای بازگرداندن منابع اقدام کرد.اما خسارت سازمانی چنین پروندهای در هیچ گزارش حسابرسی ثبت نمیشود.
ممکن است مدیر سالم هیچگاه وارد فساد نشود، اما دیگر برای جلوگیری از یک قرارداد بد نجنگد، روی قیمت فروش تا آخرین دلار حساس نباشد و برای مقابله با یک واسطه بانفوذ هزینه ندهد. او همچنان پاکدست است، اما انگیزه دفاع از منافع سازمان را از دست داده است.فساد فقط پول نمیبرد؛ آدم سالم را از سالم ماندن پشیمان میکند.این همان خسارتی است که محاسبه آن از رقم یک پرونده مالی دشوارتر است.
پول برمیگردد، انگیزه نه
فرض کنیم در یک پرونده، تخلف مالی اثبات و تمام منابع از دسترفته نیز بازگردانده شود. باز هم نمیتوان اثر آن پرونده بر ذهن مدیران را با یک حکم قضایی پاک کرد. سرمایه انسانی فقط تخصص و سابقه نیست. انگیزه ایستادن مقابل فشار، واسطه و منفعت شخصی نیز بخشی از آن است. مدیری که سالها پاکدست مانده، زمانی همچنان برای منافع شرکت میجنگد که به ارزش رفتار حرفهای خود باور داشته باشد.
اگر این باور از بین برود، ممکن است همان مدیر همچنان پشت همان میز بنشیند، اما سازمان دیگر همان سرمایه قبلی را در اختیار ندارد.پول از دسترفته را شاید بتوان برگرداند؛ مدیر سالمِ ناامید را نه.
فساد با الگو تکثیر میشود
برای گسترش فساد نیازی به دستور و بخشنامه نیست. کارکنان یک سازمان نگاه میکنند چه کسی پیشرفت کرده، چه کسی ثروتمند شده، چه کسی نفوذ بیشتری پیدا کرده و چه رفتاری هزینه داشته است. اگر فردی با ابهامات جدی درباره منشأ ثروتش همچنان موفق و بیهزینه دیده شود، رفتار او میتواند به یک مدل موفقیت تبدیل شود. او لازم نیست کسی را به تخلف دعوت کند؛ کافی است نتیجه کارش دیده شود.فساد وقتی تکثیر میشود که متخلف، الگوی موفقیت شود.
در این مرحله مسئله دیگر تعداد متخلفان نیست. تعریف موفقیت در سازمان تغییر کرده است و این تغییر از خود یک پرونده مالی خطرناکتر است.
پتروشیمی جای بیتفاوتی نیست
این مسئله در صنعتی با میلیاردها دلار فروش، صادرات، قراردادهای پیمانکاری، خرید تجهیزات و پروژههای توسعهای اهمیت بیشتری دارد. فاصله میان یک تصمیم درست و غلط در پتروشیمی ممکن است میلیونها دلار باشد.
به همین دلیل پاکدستی مدیر فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ ارزش اقتصادی دارد. مدیری که قرارداد مسئلهدار را امضا نمیکند، جلوی خسارت را میگیرد.
مدیری که مقابل واسطه میایستد، از منابع شرکت محافظت میکند و مدیری که حاضر نیست از موقعیت خود برای ساختن ثروت شخصی استفاده کند، بخشی از سرمایه نامشهود صنعت است.
اگر چنین مدیرانی احساس کنند ایستادگی آنها بیمعناست، صنعت یکی از مهمترین خطوط دفاعی خود را از دست داده است.
مسئله مدیر بعد از «ف» است
به همین دلیل رسیدگی به ابهامات «ف» نباید تسویهحساب شخصی یا رسانهای تلقی شود. اگر ثروت منتسب به او منشأ قانونی دارد، باید توضیح داده شود. اگر سفرها و روابط مالی مطرحشده قابل توجیه است، اسناد میتواند به ابهامات پایان دهد. اگر تخلفی رخ داده، نتیجه رسیدگی نیز باید روشن باشد.
بدترین گزینه، ادامه وضعیت خاکستری است؛ وضعیتی که در آن نه ابهامات مستند رد میشوند و نه تکلیف آنها مشخص میشود.
زیرا مسئله اصلی فقط «ف» نیست؛ مسئله مدیر بعد از «ف» است. مدیری که این پرونده را میبیند و از سرنوشت آن برای رفتار آینده خودش درس میگیرد.
صنعت پتروشیمی میلیاردها دلار برای مجتمع، خط لوله، مخزن، اسکله و تجهیزات هزینه کرده، اما یکی از گرانترین داراییهای آن در هیچ ترازنامهای ثبت نشده است؛ مدیرانی که هنوز حاضرند مقابل پیشنهاد غیرقانونی «نه» بگویند و برای منافع مجموعه هزینه بدهند.
حفاظت از این سرمایه فقط با سامانه، حسابرسی و بخشنامه ممکن نیست. مدیر سالم باید در عمل ببیند ساختاری که از او انتظار پاکدستی دارد، تخلف را نیز بیهزینه نمیگذارد.
پرونده «ف» از همین منظر یک آزمون است. اگر ابهامات بیاساس است، روشن شدن واقعیت از حیثیت فرد و صنعت دفاع میکند و اگر تخلفی رخ داده، برخورد روشن از اعتبار نظام مدیریتی محافظت خواهد کرد.
زیرا خسارت نهایی فساد فقط پولی نیست که ممکن است از یک شرکت خارج شود. خسارت اصلی روزی اتفاق میافتد که آدم سالم به اطرافش نگاه کند و به این نتیجه برسد سالم ماندن دیگر ارزش ندارد.آن روز دیگر یک مدیر پرونده نیست؛ خود نظام مدیریتی پرونده شده است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0