از نفت تا هیدروژن؛ کوچ قدرت از منابع به زنجیرههای ارزش انرژی

به گزارش انرژی ها به نقل از نفت ما: بازار هیدروژن یکی از روشنترین نشانههای این تحول است. جهان در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ میلیون تن هیدروژن مصرف کرد، اما کمتر از یک درصد آن کمکربن بوده و همچنان بخش عمده تولید جهانی بر پایه سوختهای فسیلی انجام میشود. با وجود این، رقابت قدرتهای
به گزارش انرژی ها به نقل از نفت ما:
هیدروژن؛ از آرمانگرایی تا اقتصاد پروژه
اگر سالهای گذشته را میتوان دوران اعلام اهداف بلندپروازانه، ترسیم نقشههای راه و رونمایی از ابرپروژههای هیدروژنی دانست، امروز این صنعت وارد مرحلهای تعیینکننده شده است؛ مرحلهای که در آن، فاصله میان «آرمان» و «اقتصاد» آشکار میشود. در این مرحله، معیار موفقیت نه حجم تفاهمنامههای امضاشده و نه ظرفیتهای اعلامشده روی کاغذ، بلکه توانایی تبدیل ایده به پروژهای اقتصادی از مسیر تأمین مالی پایدار، کاهش هزینه تولید، توسعه زیرساخت، تضمین بازار مصرف و انعقاد قراردادهای بلندمدت خرید خواهد بود.
ارزیابیهای اخیر آژانس بینالمللی انرژی نیز این واقعیت را تأیید میکند. شکاف میان ظرفیتهای اعلامشده و پروژههایی که به مرحله تصمیم نهایی سرمایهگذاری (FID) رسیدهاند، نشان میدهد اقتصاد هیدروژن وارد مرحله آزمون واقعیت شده است. در این مرحله، نرخ بازگشت سرمایه، هزینه تمامشده، دسترسی به فناوری و توان رقابت در بازار جایگزین خوشبینیهای اولیه و شعارهای سیاسی شدهاند.
این تحول را نباید نشانه تضعیف گذار انرژی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را نشانه بلوغ یک صنعت نوظهور دانست. همانگونه که صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در نهایت نه بر پایه آرمان، بلکه بر مبنای مزیت اقتصادی، مقیاس تولید و رقابتپذیری جهانی توسعه یافتند، آینده اقتصاد هیدروژن نیز نه صرفاً با حمایتهای دولتی، بلکه با توانایی خلق ارزش اقتصادی و حضور مؤثر در زنجیره جهانی انرژی رقم خواهد خورد.
قدرت آینده در زنجیره ارزش، نه در مالکیت منابع
این دگرگونی، ژئوپلیتیک انرژی را نیز بازتعریف میکند. داشتن ذخایر، شرط لازم است، اما دیگر شرط کافی نیست. امروز رقابت اصلی بر سر تصاحب حلقههای راهبردی زنجیره ارزش شکل گرفته است؛ چین با تسلط بر زنجیره تأمین و فناوری، اروپا با تدوین استانداردها و قواعد تجارت کربنی، ایالات متحده با جذب سرمایه و توسعه فناوری، و کشورهای پیشروی خاورمیانه با تبدیل مزیت گاز به تولید هیدروژن، آمونیاک و سایر حاملهای کمکربن، هر یک در پی تثبیت جایگاه خود در معماری جدید انرژی هستند.
در مقابل، بزرگترین چالش این اقتصاد نوظهور، نه کمبود فناوری، بلکه شکلگیری بازار است. بدون تقاضای قطعی، قراردادهای بلندمدت خرید و زیرساختهای حملونقل و ذخیرهسازی، حتی پیشرفتهترین پروژهها نیز از توجیه اقتصادی برخوردار نخواهند بود.
از سوی دیگر، اقتصاد هیدروژن را نمیتوان جدا از بازارهای گاز و پتروشیمی تحلیل کرد. زیرا در آینده قابل پیشبینی، بیش از آنکه جایگزین نفت و گاز باشد، مکمل آنها خواهد بود. تولید هیدروژن کمکربن از گاز طبیعی با فناوریهای جذب، استفاده و ذخیرهسازی کربن (CCUS) و توسعه تجارت آمونیاک و متانول کمکربن، پیوند میان زنجیرههای گاز، پتروشیمی و حملونقل دریایی را عمیقتر خواهد کرد. بنابراین، رقابت بر سر هیدروژن بخشی از رقابت گستردهتر برای آینده زنجیره ارزش انرژی است.
فرصت ایران؛ از مزیت گاز تا خلق ارزش
برای ایران، پیام این تحولات روشن است: برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، بهتنهایی مزیت رقابتی پایدار ایجاد نخواهد کرد. مزیت واقعی زمانی شکل میگیرد که منابع هیدروکربوری، نه بهعنوان کالای خام، بلکه بهعنوان خوراک زنجیرههای ارزش کمکربن، فناوریهای نوین و بازارهای پایدار آینده تعریف شوند.
نقطه آغاز این مسیر، تبدیل اتلاف به ارزش است. از جمعآوری گازهای مشعل و بهرهگیری از آنها در تولید هیدروژن گرفته تا توسعه فناوریهای جذب، استفاده و ذخیرهسازی کربن (CCUS) در پالایشگاهها، پتروشیمیها، نیروگاهها و صنایع انرژیبر مانند سیمان و فولاد. چنین رویکردی، امکان تولید هیدروژن، آمونیاک و متانول کمکربن را فراهم میکند و جایگاه گاز طبیعی را از یک سوخت صرف، به پیشران زنجیره ارزش اقتصاد کمکربن ارتقا میدهد.
چنین رویکردی، افزون بر کاهش شدت انتشار کربن، میتواند رقابتپذیری صادرات پتروشیمی ایران را در برابر الزامات روبهگسترش کربنی، از جمله سازوکار تعدیل مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM)، تقویت کند و مسیر حرکت تدریجی از صادرات مواد پایه به سوی محصولات با ارزش افزوده بالاتر را هموار سازد.
اگر قرن بیستم عصر رقابت بر سر مالکیت منابع بود، قرن بیستویکم عصر رقابت بر سر مالکیت زنجیرههای ارزش است. در نظم جدید انرژی، برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز همچنان یک مزیت مهم محسوب میشود، اما دیگر تضمینکننده قدرت و ثروت نخواهد بود. برندگان آینده کشورهایی نخواهند بود که صرفاً بزرگترین منابع زیرزمینی را در اختیار دارند، بلکه کشورهایی خواهند بود که بتوانند منابع طبیعی خود را با فناوری، سرمایه، زیرساخت و ظرفیت صنعتی پیوند زده و آنها را به ارزش اقتصادی، بازارهای پایدار و نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل کنند.
از این منظر، پرسش راهبردی پیش روی تصمیمگیرندگان دیگر این نیست که «چه میزان نفت و گاز تولید خواهیم کرد؟؛ بلکه این است که «در معماری آینده انرژی جهان، در کدام حلقه از زنجیره ارزش قرار خواهیم گرفت؟»
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0